در این مقاله به OKR یا اهداف و نتایج کلیدی می پردازیم. آموزش OKR در این مقاله به طور جامع بررسی می شود و شما به کمک آن می توانید آموزش OKR یا اهداف و نتایج کلیدی را آغاز کنید. فراگیری OKR یادگیری بخش از مدیریت عملکرد است و اگر می خواهید بیشتر درباره مدیریت عملکرد بدانید می توانید به دوره مدیریت عملکرد ما مراجعه کنید.
آیا تا به حال احساس کردهاید که اهداف کاریتان بیش از حد کلی یا کمچالش هستند؟ اینجاست که “اهداف و نتایج کلیدی” یا همان OKRها وارد میدان میشوند! این روش که توسط گوگل محبوب شده، به شما کمک میکند تا هدفگذاری را هوشمندانهتر انجام دهید و انگیزه بیشتری برای موفقیت داشته باشید.
OKR ها (اهداف و نتایج کلیدی) برخلاف فهرست وظایف روزانه، شما را به فکر بزرگتر و جسورانهتر سوق میدهند. آنها نهتنها باید بلندپروازانه باشند، بلکه نتایج کلیدیشان هم بهوضوح قابل اندازهگیری باشد. گوگل برای سنجش این نتایج از مقیاس ۰ تا ۱.۰ استفاده میکند و معتقد است که “نقطه مطلوب“ برای امتیاز OKR چیزی بین ۶۰٪ تا ۷۰٪ است.
اما چرا این روش مؤثر است؟ چون افراد و تیمها را تشویق میکند تا از منطقه امن خود خارج شوند، روی چالشهای بزرگ تمرکز کنند و حتی از شکستهای احتمالی درس بگیرند. با پیادهسازی این روش، سازمانها میتوانند به چشماندازهای بلندمدت دست یابند و فراتر از انتظارات اولیه پیش بروند.
پس اگر میخواهید عملکرد تیمتان را متحول کنید، شاید وقت آن رسیده که با روش OKRها بیشتر آشنا شوید!
مفهوم اهداف و نتایج کلیدی (OKR) ریشه در مدیریت مدرن دارد و توسط اندی گرو، مدیرعامل سابق اینتل، توسعه یافت. او در کتاب خود مدیریت خروجی بالا توضیح داد که برای موفقیت در تعیین اهداف مشترک، باید به دو سؤال پاسخ داد: ۱. کجا میخواهم بروم؟ (هدف) ۲. چگونه میتوانم بفهمم که در مسیر درستی هستم؟ (نتایج کلیدی)
در دهه ۱۹۷۰، اینتل از OKRها برای مدیریت انتقال خود از تولید حافظه به پردازندهها استفاده کرد. این روش به کارکنان کمک کرد تا اولویتهای سازمان را درک کرده و برای تحقق آنها همسو شوند.
در دهه ۱۹۹۰، جان دوئر، یکی از سرمایهگذاران اولیه گوگل، که در اینتل تجربه OKRها را داشت، این مفهوم را به گوگل معرفی کرد. در سال ۲۰۰۰، گوگل شروع به استفاده از OKRها کرد و آنها را بهعنوان بخشی از فرهنگ سازمانی خود تثبیت نمود. امروزه، گوگل بهصورت سالانه و فصلی OKR تعیین میکند و جلسات منظمی برای ارزیابی و اشتراکگذاری آنها برگزار میشود.
موفقیت OKRها باعث شد که فراتر از سیلیکون ولی، شرکتهایی مانند سیرز هولدینگ و بسیاری دیگر این روش را بهکار بگیرند. امروزه، OKRها نهتنها در شرکتهای فناوری بلکه در صنایع مختلف برای ارتقای عملکرد و تمرکز بر اولویتهای مهم سازمانی استفاده میشوند.
این چارچوب هدفگذاری چابک به سازمانها کمک میکند تا بلندپروازانه فکر کنند، عملکرد را بهبود دهند و از موفقیتها و شکستهای خود درس بگیرند.
گوگل معمولاً اهدافی را تعیین میکند که کمی فراتر از چیزی است که در نگاه اول ممکن به نظر میرسد. اینها همان اهداف کششی هستند—اهداف بلندپروازانهای که رسیدن به آنها سخت است اما میتوانند تأثیر بزرگی بر عملکرد داشته باشند. هرچند ممکن است در ابتدا دشوار به نظر برسد، اما این رویکرد اغلب موجب جذب بهترین افراد، ایجاد محیط کاری هیجانانگیز و پیشرفتهای اساسی میشود.
نکته مهم این است که در سازمان، ماهیت اهداف کششی بهوضوح تعریف شود. گوگل معمولاً موفقیت را دستیابی به ۷۰٪ از اهداف تعیینشده میداند، در حالی که دستیابی کامل به آنها بهعنوان عملکرد خارقالعاده تلقی میشود. این مدل کمک میکند تا تیمها بهجای ترس از شکست، جسورانهتر عمل کنند.
این اهداف کششی، سنگبنای دستاوردهای قابلتوجه در بلندمدت هستند و اغلب به تغییرات اساسی در مسیر رشد سازمان منجر میشوند.
یکی از ویژگیهای مهم OKRها شفافیت است. در هر سازمان، برای اجرای موفق آنها باید مشخص شود:
هرچقدر تعهد به OKRها در سازمان بیشتر باشد، میزان مشارکت و عملکرد نیز بالاتر خواهد رفت.
نظم و اولویتبندی: یکی از مهمترین جنبههای OKRها این است که به سازمان کمک میکنند روی مهمترین اهداف تمرکز کند. این یعنی نه گفتن به برخی ایدههای خوب، پروژههای جذاب یا حتی فرصتهای ارزشمند—چون تعهد به اهداف کلیدی از قبل مشخص شده است.
شفافیت و ارتباط: OKRها معمولاً در سراسر سازمان عمومی هستند تا همه بدانند که چه چیزی مهم است و چگونه موفقیت سنجیده میشود. دیک کاستولو، مدیرعامل سابق توییتر، تأکید کرده که بزرگترین چیزی که از گوگل آموخت، همین OKRها بود—زیرا آنها چارچوبی عالی برای ارتباط استراتژی و نحوه اندازهگیری موفقیت ارائه میدهند.
اجرای موفق OKRها میتواند سازمان را همسو کند، نظم بیشتری ایجاد کند و در نهایت مسیر روشنی برای رشد و نوآوری شکل دهد.
در گوگل، فرآیند تعیین OKRها با اهداف سازمانی آغاز میشود. این اهداف معمولاً شامل سه تا پنج هدف کلیدی هستند که هرکدام با سه نتیجه کلیدی اندازهگیری میشوند. این ساختار، به سازمانها کمک میکند تا رویکردی متعادل بین پیشنهادات بالا به پایین و پایین به بالا داشته باشند.
نکاتی برای تعیین اهداف
اجرای صحیح OKRها باعث تمرکز سازمان، افزایش انگیزه تیمها و محیطی پویا برای نوآوری میشود.
برای اجرای موفق اهداف و نتایج کلیدی (OKR) در یک سازمان، ابتدا باید اهداف سازمانی مشخص شوند. این کار باعث میشود تیمها و افراد اهداف خود را در راستای اهداف بزرگتر سازمان تنظیم کنند و همسویی بهتری داشته باشند.
یکی از تصمیمات کلیدی این است که چند سطح از OKRهای تیمی در سازمان مورد نیاز است—آیا هر بخش، عملکرد یا گروه کوچک به OKR نیاز دارد؟
یکی از راههای تنظیم این OKRهای تیمی، برگزاری جلسات میان رهبران تیمها برای تعیین اهداف است. در گوگل، رهبران تیم معمولاً اولویتهای سهماهه آینده را در چارچوب OKRهای کلی شرکت بررسی میکنند. برای تنظیم این اولویتها، باید به موارد زیر توجه داشت:
OKRها یک چکلیست نیستند
برخی تیمها OKRها را به عنوان فهرست وظایف و کارهایی که در یک سهماهه باید انجام شود، میبینند. اما OKRها نباید فعالیتهای روزانه را دیکته کنند، بلکه باید نتایج و تأثیرات کلیدی را مشخص کنند. سازمانها باید اهدافی را تعیین کنند که به نتایج ملموس و قابلسنجش منجر شوند.
هدف: تسریع رشد درآمد [محصول]
هدف: بهبود شهرت [محصول]
نتیجهگیری استفاده از OKRها در سطح تیمی، تمرکز سازمان را افزایش میدهد، اهداف را شفافتر میکند و تیمها را به سمت نتایج ملموس سوق میدهد.
در گوگل، OKRها معمولاً در مقیاس ۰.۰ تا ۱.۰ درجهبندی میشوند، که در آن ۱.۰ نشاندهنده تحقق کامل هدف است. هر یک از نتایج کلیدی جداگانه نمرهگذاری میشود، سپس با میانگین تقریبی، هدف اصلی نیز درجهبندی میشود. این درجهبندی دقیق نیست، زیرا برخی از نتایج کلیدی ممکن است وزن متفاوتی داشته باشند.
گاهی نتایج کلیدی باینری (۰ یا ۱) هستند—مثلاً اگر نتیجه کلیدی «راهاندازی یک کمپین بازاریابی جدید» باشد، تنها دو حالت دارد: راهاندازی شده یا نشده است. اما برخی دیگر جزئیتر هستند—اگر نتیجه کلیدی «راهاندازی شش ویژگی جدید» باشد و فقط سه ویژگی عملیاتی شود، OKR میتواند با نمره ۰.۵ ارزیابی شود.
درجهبندی OKR در هر سازمان میتواند متناسب با نیازهای خاص آن سازمان تنظیم شود. حفظ یک سیستم شفاف و منسجم در نمرهدهی، باعث افزایش انگیزه تیمها و کمک به رشد سازمانی میشود.
OKRها یکی از ابزارهای کلیدی گوگل برای تعیین استراتژی و جهتدهی سازمانی هستند. این اهداف مشخص میکنند که شرکت روی چه چیزی تمرکز دارد و چگونه موفقیت را اندازهگیری میکند.
برخی از تیمها دریافتند که چندین بررسی در هر فصل به آنها کمک میکند تا با اطلاعات جدید سازگار شوند، اهداف غیرقابل تحقق را کنار بگذارند و بر اهداف مرزی تمرکز کنند که با منابع بیشتر، قابل دستیابی خواهند بود.
چند بار باید OKRها بررسی شوند؟
انواع بررسیهای OKR در طول فصل
نگهداری و تنظیم منظم OKRها، سازمان را قادر میسازد که انعطافپذیر باشد، به تغییرات پاسخ دهد و از منابع خود به بهترین شکل بهره بگیرد.
OKRها معمولاً به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
OKRهای بالا به پایین (یا آبشاری) توسط رهبران سطح بالا تعیین شده و سپس به بخشها، مدیران و کارکنان منتقل میشوند. این روش باعث همسویی سازمانی میشود.
OKRهای پایین به بالا از سمت کارکنان و تیمها مطرح میشوند و برای تشویق خلاقیت، انگیزه و مالکیت فردی بسیار مفید هستند. ترکیب این دو روش باعث ایجاد تعادل بین اهداف سازمانی و نوآوری فردی خواهد شد.
OKRها فقط برای سازمانها نیستند—بلکه میتوانند در زندگی شخصی نیز کاربرد داشته باشند. تعیین OKR برای اهداف فردی مانند یادگیری مهارت جدید، بهبود سلامتی یا حتی مدیریت زمان، میتواند به افزایش نظم و انگیزه فردی کمک کند. البته، لازم است که در این فرآیند کمی انعطافپذیر و همدل با خود باشید.
مدل اهداف و نتایج کلیدی (OKR) یکی از روشهای قدرتمند برای تعیین اهداف در سازمانهاست. این مدل به تحقق مأموریت و چشمانداز شرکت کمک کرده و موجب مشارکت کارکنان و شفافسازی اولویتهای اصلی سازمان میشود.
جان دوئر، یکی از پیشگامان معرفی OKR، پنج مزیت کلیدی این سیستم را معرفی کرده که آنها را “پنج ابرقدرت OKR” مینامد. این پنج مزیت با نام F.A.C.T.S شناخته میشوند و شامل موارد زیر هستند:
OKRها کمک میکنند که سازمان روی اهداف محدود اما مهم تمرکز کند. به جای پراکندگی تلاشها، سازمانها با سه تا پنج هدف کلیدی کار میکنند و برای هر هدف سه تا پنج نتیجه کلیدی تعیین میکنند. این روش باعث افزایش بهرهوری و اولویتبندی اهداف حیاتی میشود.
وقتی اهداف اصلی مشخص شدند، تمام سطوح سازمان فعالیتهای روزانه خود را با چشمانداز کلان همسو میکنند. بررسیها نشان دادهاند که شرکتهایی با همترازی بالا در میان کارکنان، عملکرد بهتری دارند.
پس از تعیین اهداف، تعهد واقعی به اجرای آنها شکل میگیرد. سازمانها منابع و برنامههای لازم را برای تحقق OKRهای خود تنظیم کرده و پیشرفت را بهطور شفاف دنبال میکنند. این تعهد باعث ایجاد انگیزه و حرکت سیستماتیک بهسوی موفقیت میشود.
یکی از ویژگیهای اصلی OKRها، قابلیت سنجش و ارزیابی منظم است. این اهداف با معیارهای مشخص طراحی شدهاند که امکان بررسی پیشرفت را در طول زمان فراهم میکند. بررسیهای هفتگی یا فصلی کمک میکند تا تیمها بتوانند مسیر خود را اصلاح کنند و از پیشرفت مداوم اطمینان حاصل کنند.
OKRها سازمانها را تشویق به تعیین اهداف بلندپروازانه میکنند. بهجای اهداف کوچک و قابلدستیابی، سازمانها اهدافی انتخاب میکنند که آنها را از محدوده راحتی خارج کرده و به رشد سریعتر سوق دهد. این نگرش باعث نوآوری و دستیابی به موفقیتهای فراتر از انتظار میشود.
بررسی نمونههای واقعی OKR میتواند به درک بهتر فرآیند تنظیم اهداف و نتایج کلیدی در سازمانها کمک کند. در ادامه، چند نمونه از OKR در حوزههای مختلف آورده شده است.
نمونه OKR واحد منابع انسانی
هدف: استخدام ۱۰ کارمند جدید تا پایان فصل بهار 1404
نتایج کلیدی:
هدف: تبدیل شدن به کارآمدترین واحد منابع انسانی در صنعت
نتایج کلیدی:
هدف: تدوین جدول کارراهه یا مسیر شغلی برای کارکنان در تمامی سطوح تا پایان اسفند ۱۴۰۳
نتایج کلیدی:
نمونه OKR واحد بازاریابی
هدف: دستیابی به ۱۰۰ هزار بازدیدکننده در ماه از طریق SEO فنی و غیر فنی
نتایج کلیدی:
نمونه OKR واحد مهندسی و فناوری
هدف: افزایش نرخ تبدیل سبد خرید از ۲۰٪ به ۴۵٪
نتایج کلیدی:
OKRها و KPIها، هر دو از ابزارهای کلیدی در مدیریت عملکرد هستند، اما تفاوتهایی اساسی دارند که آنها را از یکدیگر متمایز میکند. OKR چارچوبی استراتژیک است که به سازمانها کمک میکند اهداف بلندمدت و چالشبرانگیز تعیین کنند، در حالی که KPI ابزاری است که بر سنجش و نظارت بر عملکرد جاری تمرکز دارد.
در OKR، هدف همیشه فراتر از حد معمول تعیین میشود تا تیمها به سمت رشد و نوآوری سوق داده شوند. اهداف در این سیستم معمولاً جاهطلبانه هستند و دستیابی به آنها نیازمند تلاش قابل توجهی است. از سوی دیگر، نتایج کلیدی باید کاملاً قابل اندازهگیری باشند. بهعنوان مثال، اگر هدف یک سازمان افزایش رضایت مشتری باشد، یکی از نتایج کلیدی میتواند بالا بردن امتیاز رضایت مشتری از ۸۰٪ به ۹۵٪ باشد. در این چارچوب، تعیین زمان مشخص برای رسیدن به اهداف بسیار اهمیت دارد.
KPI، در مقایسه با OKR، بهعنوان ابزاری برای نظارت بر عملکرد مورد استفاده قرار میگیرد. این شاخصها معمولاً در یک چارچوب پایدار قرار دارند و به صورت دورهای اندازهگیری میشوند. برخلاف OKR که به تغییر و رشد تمرکز دارد، KPIها بیشتر بر ثبات و کارایی عملیاتی تاکید میکنند. بهعنوان مثال، حفظ رضایت مشتری بالای ۹۰٪ یک KPI محسوب میشود، چرا که عملکرد فعلی را نشان میدهد، نه یک هدف چالشبرانگیز جدید.
در سازمانهایی که به دنبال تغییرات بزرگ و نوآوری هستند، OKR بهعنوان یک سیستم اصلی مدیریت عملکرد مورد استفاده قرار میگیرد. شرکتهایی مانند گوگل، این چارچوب را بهعنوان راهی برای تعیین اهداف و پیشبرد پروژههای جدید به کار میگیرند. این سیستم به تیمها امکان میدهد تا با تمرکز بر اهداف قابل اندازهگیری، عملکرد خود را بهبود دهند و به نتایج چشمگیری دست یابند.
از سوی دیگر، در کسبوکارهایی که بر روی مدیریت عملیات جاری و حفظ کیفیت خدمات تمرکز دارند، KPI نقش کلیدی دارد. این شاخصها به مدیران کمک میکنند تا وضعیت کنونی سازمان را بررسی کنند و اقدامات اصلاحی لازم را انجام دهند. با این حال، برخی سازمانها ترکیبی از OKR و KPI را بهکار میگیرند تا هم رشد استراتژیک را دنبال کنند و هم عملکرد فعلی را در سطح مطلوب نگه دارند.
انتخاب بین OKR و KPI بستگی به نیازهای سازمان دارد. اگر تمرکز بر رشد، نوآوری و پیشرفت باشد، OKR گزینه مناسبی است. اما اگر هدف اصلی، حفظ عملکرد فعلی و بهینهسازی فرآیندها باشد، KPI نقش مهمتری ایفا میکند. هر دو ابزار میتوانند در کنار یکدیگر به سازمانها کمک کنند تا مسیر موفقیت را بهصورت موثرتر دنبال کنند.
در دنیای مدیریت عملکرد، دو چارچوب مهم وجود دارند که شرکتها از آنها برای تعیین اهداف و ارزیابی نتایج استفاده میکنند: OKR (اهداف و نتایج کلیدی) و KPI (شاخصهای عملکرد کلیدی). OKRها معمولاً در سازمانهایی به کار میروند که به دنبال رشد سریع و نوآوری هستند، در حالی که KPIها برای نظارت بر عملکرد پایدار و اجرای استراتژیهای جاری استفاده میشوند.
شرکتهای بزرگی مثل گوگل، اینتل، آمازون، لینکدین و اسپاتیفای از OKR برای تعیین و مدیریت اهداف خود بهره میبرند. در مقابل، KPIها در صنایع مختلف بهعنوان ابزار سنجش عملکرد مورد استفاده قرار میگیرند. اما تفاوت این دو در چیست؟ برای درک بهتر، چند مثال عملی را بررسی میکنیم.
در فروش، OKRها معمولاً روی دستیابی به رشد و سهم بازار تمرکز دارند، در حالی که KPIها برای نظارت بر عملکرد فصلی و میزان فروش به کار میروند.
OKR: هدف: افزایش سهم بازار در منطقه جنوب شرقی تا سهماهه چهارم نتایج کلیدی:
KPI:
در بخش خدمات مشتری، OKRها بیشتر روی بهبود تجربه مشتری و سرعت پاسخگویی تمرکز دارند، در حالی که KPIها بر نظارت مداوم بر سطح رضایت مشتری تأکید میکنند.
OKR: هدف: بهبود نمرات رضایت مشتری نتایج کلیدی:
KPI:
در حوزه منابع انسانی، OKRها بر افزایش تعامل کارکنان و اجرای برنامههای جدید تمرکز دارند، در حالی که KPIها میزان جابجایی و رضایت کارکنان را بررسی میکنند.
OKR: هدف: بهبود مشارکت و حفظ کارکنان نتایج کلیدی:
KPI:
در بخش مالی، OKRها معمولاً بر کاهش هزینهها و بهینهسازی فرآیندها متمرکز هستند، در حالی که KPIها میزان هزینههای عملیاتی را در یک محدوده ثابت نگه میدارند.
OKR: هدف: بهینهسازی هزینههای عملیاتی نتایج کلیدی:
KPI:
در بخش انطباق، OKRها معمولاً بر دستیابی به الزامات جدید و اجرای تغییرات تمرکز دارند، در حالی که KPIها برای نظارت بر میزان رعایت مقررات استفاده میشوند.
OKR: هدف: اطمینان از انطباق ۱۰۰٪ با مقررات جدید نتایج کلیدی:
KPI:
نتیجهگیری
این مثالها نشان میدهند که OKRها بیشتر هدفگرا و پروژهمحور هستند و بر دستیابی به وضعیتهای آینده خاص تمرکز دارند، در حالی که KPIها برای اندازهگیری عملکرد جاری در برابر استانداردها یا اهداف موجود استفاده میشوند.
OKRها معمولاً برای افراد یا تیمهایی که روی پروژههای خاص کار میکنند مناسب هستند، زیرا آنها را برای دستیابی به نتایج قابلسنجش و چالشبرانگیز سوق میدهند. در مقابل، KPIها بیشتر به تیمهای عملیاتی کمک میکنند تا عملکرد خود را مطابق با معیارهای ثابت حفظ کنند.
اگر سازمان شما به دنبال رشد سریع و تغییرات ساختاری است، OKR بهترین انتخاب خواهد بود. اما اگر هدف اصلی نظارت بر عملکرد جاری است، KPIها ابزار مناسبتری هستند. انتخاب بین این دو به نیازها و استراتژی سازمان بستگی دارد.
منابع:
لذت یادگیری رایگان در خبرنامه ما
هر هفته یک آموزش درجه یک برات ایمیل کنیم؟
HRPRF که برگفته از دو لغت HR و PERFORMANCE است بیانگر تمرکز ما بر عملکرد منابع انسانی در سطوح خرد و کلان سازمان است. هدف اصلی ما پیاده سازی و بهینه سازی فرآیندهای زیرساختی و کلیدی منابع انسانی و توسعه سازمانی در این مدرسه خواهد بود.
من هر هفته یک مقاله تحقیقی، تحلیلی در این باره می نویسم، اطلاعاتت وارد کن تا برات بفرستم.