راز روانشناسی پشت تغییر واقعی
آیا تا به حال تصمیم گرفتهای صبحها زود بیدار شوی، هر روز ورزش کنی یا غذای سالم بخوری، اما بعد از چند روز، با ناامیدی دوباره به همان عادتهای قدیمی برگشتهای؟ اگر سرت را تکان میدهی، خبر خوب این است: مشکل از ارادهی تو نیست، از روش توست.
علم روانشناسی در سالهای اخیر نشان داده که ما برای ساختن عادتهای ماندگار، بیش از اراده، به درک درست از مغز و محیط خودمان نیاز داریم. در این مقاله با چهار اصل ساده اما قدرتمند آشنا میشویم که میتوانند مسیر تغییر را برای همیشه متحول کنند – بدون آنکه به ارادهای فولادی نیاز داشته باشی.
۱. اراده باتری است، نه فضیلت
ما اغلب فکر میکنیم آدمهای موفق ارادهای خارقالعاده دارند. اما پژوهشها میگویند واقعیت دقیقاً برعکس است.
روانشناس مشهور، روی باومایستر، در یک آزمایش جالب نشان داد وقتی افراد مجبور میشوند در برابر وسوسه مقاومت کنند، بعداً زودتر خسته میشوند و سریعتر تسلیم میگردند. اراده مثل یک باتری است؛ هر بار استفاده از آن کمی انرژیاش را میگیرد.
به همین خاطر، وقتی بعد از یک روز شلوغ نمیتوانی در برابر چیپس مقاومت کنی، تقصیرت نیست ، باتریات خالی شده است.
راز موفقیت، صرفهجویی در اراده است، نه اتکا به آن. یعنی ما باید محیط خودمان را طوری طراحی کنیم که رفتار درست، خودبهخود آسانتر شود.
اما چرا اراده شما محدود است؟
۲. مغز شما تنبل است، و این عالی است
مغز ما برای بقا طراحی شده، نه کمالگرایی. به همین دلیل است که همیشه مسیر کمترین مقاومت را انتخاب میکند. تمایل مغز به انتخاب مسیر آسان، ارتباط مستقیم با محدودیت ذخیره اراده دارد.
شاید تا حالا از خودت پرسیدهای چرا اسکرولکردن در شبکههای اجتماعی سادهتر از باز کردن کتاب است؟
پاسخ روشن است: انرژی فعالسازی.
این کشش نامرئی به سمت مسیر کمترین مقاومت میتواند مانعی غیرقابل عبور برای تغییر و رشد مثبت در زندگی ما ایجاد کند، مگر اینکه آن را کنترل کنی.
کلید ساخت عادت های های ماندگار، قرار دادن اعمال مطلوب ما در مسیر کمترین مقاومت است. این کار از طریق دستکاری “فعالسازی” انجام میشود:
هر کار جدیدی نیاز به مقداری انرژی اولیه دارد. هرچه این انرژی بیشتر باشد، احتمال اینکه مغزت مسیر آسانتر را برگزیند بالاتر میرود.
راز در این است که انرژی اقدام برای کارهای خوب را تقویت کنی. یعنی شرایط را طوری بچینی که شروع کار مفید، سادهتر و در دسترستر شود.
وقتی مغزت ببیند انجام کار خوب آسانتر از بیعملی است، خودش مسیر درست را انتخاب میکند.
حال چگونه این کار را انجام بدهیم؟
۳. قانون ۲۰ ثانیه؛ کوچکترین تغییر، بزرگترین نتیجه
یکی از سادهترین و در عین حال نیرومندترین ابزارهای روانشناسی مثبتگرا برای ساخت عادت، قانون ۲۰ ثانیه است.
قانون ۲۰ ثانیه صرفهجویی در اراده و استفاده از تمایل مغز به مسیر کمترین مقاومت متمرکز است.
این قانون میگوید:
هر کاری را که میخواهی بیشتر انجام دهی، ۲۰ ثانیه آسانترش کن.
هر کاری را که میخواهی کمتر انجام دهی، ۲۰ ثانیه سختترش کن.
اما چطور؟
تصور کن میخواهی عادت گیتار زدن را بسازی. اگر گیتار داخل کمد است، احتمال اینکه هر روز تمرین کنی تقریباً صفر است. اما اگر همان گیتار روی پایه در وسط اتاق باشد، برداشتنش فقط دو ثانیه طول میکشد و همین تفاوت کوچک، تفاوت بین شکست و موفقیت است.
از طرف دیگر، اگر میخواهی زمان کمتری پای تلویزیون بگذرانی، کافی است باتری کنترل را در اتاق دیگر بگذاری. حالا برای تماشای بیهدف تلویزیون باید انرژی بیشتری صرف کنی، و مغزت معمولاً ترجیح میدهد کاری سادهتر و مفیدتر انجام دهد.
تغییر واقعی از ۲۰ ثانیه شروع میشود، نه از سال آینده.
۴. چگونه پایداری در مصرف بهینه انرژی فعال سازی ایجاد کنیم؟
شاید با خودت بگویی: “من هر روز تصمیم میگیرم بهتر زندگی کنم، اما نمیشود!” حق داری. تصمیمگیری واقعاً انرژیبر است. هر انتخاب کوچک، از لباس پوشیدن گرفته تا پاسخ دادن به یک پیام، بخشی از انرژی ذهنی ما را مصرف میکند. به این پدیده میگویند خستگی تصمیمگیری.
کاهش تعداد انتخابهایی که باید روزانه انجام دهیم، برای حفظ انرژی ذهنی و ساخت عادتهای پایدار حیاتی است.
اما چطور میشود انتخابها را کاهش داد؟ با مفهومی به نام تصمیمات مرتبه دوم آشنا شو؛ یعنی تصمیمهایی که از قبل گرفته میشوند تا مجبور نباشی هر روز دوباره انتخاب کنی.
وقتی تصمیمهایت به شکل عادت درمیآیند، دیگر مغز درگیر تنش “انتخاب بکنم یا نکنم” نمیشود. در واقع، فشار روانی تصمیمگیری دربارهی موقعیتهای تکراری از روی ذهن برداشته میشود و رفتار جدید بهتدریج به یک الگوی خودکار تبدیل میگردد. در این حالت، انرژی ذهنیات صرف فکر کردن به تصمیمهای بیاهمیت نمیشود، بلکه میتوانی آن را برای کارهای مهمتر نگه داری.
این فرایند درست مثل حالتی است که مرورگر کامپیوترت یوزرنیم و پسورد ایمیل را ذخیره کرده است. تو هر روز نیاز نداری دوباره آن را وارد کنی، زیرا سیستم خودش مسیر درست را میداند.
هدف نهایی استفاده از تصمیمات مرتبه دوم و کاهش انتخابها این است که تنش ناشی از قضاوت و تصمیمگیری مداوم از بین برود.
وقتی چنین سیستمی بسازی، عاداتی شکل میگیرند که به طور خودکار سودمندند، بدون نیاز به تلاش مداوم یا مصرف ذخایر اراده.
نتیجهگیری: مسیر درست را آسانتر کن
حقیقت ساده اما نادیدهگرفتهشده این است: برای تغییر پایدار، لازم نیست قهرمان اراده باشی. کافی است محیطت را طوری طراحی کنی که مسیر درست، سادهترین مسیر باشد.
اراده مثل چاشنی است، نه غذای اصلی. اگر بخواهی هر روز فقط با تکیه بر اراده پیش بروی، زود خسته میشوی. اما اگر محیط و سیستم زندگیات را بهگونهای بچینی که انتخاب خوب آسانتر از انتخاب بد باشد، موفقیتت ماندگار خواهد شد.
و این دقیقاً همان جایی است که روانشناسی مثبتگرا با زندگی واقعی تلاقی میکند:
بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همپیمان شو.
حالا نوبت شماست
امروز فقط یک کار کن: نگاه کن به یکی از عادتهایی که دوست داری بسازی یا کنار بگذاری. بعد از خودت بپرس:
چه تغییری میتوانم همین حالا ایجاد کنم که مسیر درست فقط ۲۰ ثانیه آسانتر شود؟
اگر این مقاله برایت مفید بود، پیشنهاد میکنم سری هم به دیگر مقالات ما وبلاگ شادمانی بزنی.
در آنها یاد میگیری چطور احساس رضایت، معنا و انرژی بیشتری به زندگیات بیاوری، بدون نیاز به ارادهای آهنین.