تصور کن تصمیم بزرگی گرفتهای: تغییر شغل، راهاندازی کسبوکار، یا حتی شروع یک مسیر جدید در زندگی.
اما درست بعد از آن قدم اول، یک صدای کوچک در ذهنت میگوید: “اگه اشتباه کرده باشم چی؟”
ذهن شروع میکند به چرخیدن، شک و ترس تو را فرا میگیرد و مرور دوباره و دوبارهٔ تصمیمی که گرفتهای، ذهن را درگیر میکند.
اگر این لحظه برایت آشناست، بدان که کاملاً طبیعی است. چون مغز ما برای بقا تکامل یافته است، نه برای رشد. همانطور که دنیل کانمن، برنده نوبل اقتصاد میگوید، مغز به تهدیدها حساستر است تا فرصتها.
برای همین، ما نیاز داریم یک “فیلتر 3 پرسشی” داشته باشیم. ابزاری که مثل نورافکنی است روی حقیقت تصمیم تو و مسیر را روشن میکند.
سه پرسش قدرتمند
۱. آیا این مسیر مرا رشد میدهد؟
رشد واقعی همیشه با ریسک و خروج از منطقه امن همراه است. کارول دوئک، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد، نشان داده است که رشد شخصی واقعی وقتی اتفاق میافتد که خود را به چالش بکشی.
کارآفرین جوان آفریقای جنوبی، Ludwick Marishane وقتی نوجوان بود متوجه شد که بسیاری از مردم دسترسی به آب کافی برای دوش گرفتن ندارند. او تصمیم گرفت محصولی بسازد که مشکل کمبود آب را حل کند: ژل “DryBath” که کمک می کرد افراد بدون نیاز به آب استحمام کنند.
این مسیر نه تنها رشد شخصی او را شکل داد، بلکه به هزاران نفر کمک کرد. او با خروج از منطقه امنش، نه تنها خودش رشد کرد، بلکه برای جامعه آفریقای جنوبی خلق ارزش کرد.
این تضاد بین امنیت شغلی و رشد واقعی ذهن خواننده را درگیر میکند و ارزش تصمیم جسورانه را نشان میدهد.
۲. آیا این تصمیم از روی منِ واقعی است یا از روی ظاهربینی؟
ایگو یا خویشتن، بخش منطقی و میانجی روان ماست که بین خواستههای ناخودآگاه و واقعیت خارجی تعادل ایجاد میکند و تصمیمهای واقعگرایانه میگیرد.
دنیل گلمن در کتاب هوش هیجانی میگوید: وقتی خودآگاهی کم باشد، ممکن است تحت تأثیر ایگو به دنبال ظاهر موفقیت باشیم، نه حقیقتی که برایمان اهمیت دارد.
اینجا باید صادق باشی:
- آیا تصمیم به خاطر عنوان، مقام یا تحسین دیگران گرفته شده؟
- یا واقعاً به دنبال هدف و ارزش شخصیات هستی؟
اگر ایگو یا خویشتن مسیر را هدایت کند، ممکن است ظاهر موفقیت داشته باشی اما رشد واقعی اتفاق نمیافتد.
۳. آیا این مسیر مرا به شوق می آورد؟
شوق واقعی، آن جرقهٔ کوچک اما قدرتمند است که وقتی به آینده فکر میکنی، قلبت سریعتر میتپد و ذهنت درگیر ماجرا می شود.
مثلاً کسی که عاشق عکاسی است و به آژانس تبلیغاتی میپیوندد، حتی با ترس از شکست، این جرقه او را وادار میکند قدم بردارد.
نکات مهم قبل از هر تصمیم بزرگ
- آیا تصمیمم کسی را عمداً آسیب میزند؟
اگر بله، ببین چگونه میتوان این آسیب را کاهش داد یا از بین ببری. - آیا منابع و زمان کافی دارم؟
شور و اشتیاق مهم است، اما بدون منابع لازم، تصمیم ممکن است شکست بخورد. برنامهریزی هوشمندانه مهم است.
حقیقت امیدوارکننده
۹۹.۹٪ تصمیمهای زندگی قابل بازگشت هستند. میتوان مسیر را اصلاح کرد یا دوباره شروع کرد.
اما اگر به خاطر ترس هیچ حرکتی نکنی، بزرگترین ضرر را خواهی کرد.
اما اگر شروع کنی،حتی اگر اشتباه باشد، رشد میکنی و تجربهای به دست میآوری که همیشه با تو میماند.
اگر این مقاله بهت کمک کرد، سری به سایر مقالات وبلاگ شادمانی بزن.
در آنجا میتوانی بیشتر درباره تصمیمگیری، شجاعت مسیر، و رشد واقعی بخوانی، شاید دقیقاً همان نقطه شروعی که دنبال آن بودی، آنجا باشد.