تا حالا زمین خوردهای و بعد از مدتی فهمیدهای همان شکست، شروع بهترین اتفاق زندگیات بوده؟
ما معمولاً وقتی میافتیم، عجله داریم فقط بلند شویم و همهچیز را مثل قبل کنیم. اما گاهی، راز رشد واقعی در همان زمین خوردنها پنهان است.
به این طرز فکر میگویند “از جا برخاستن“ یا همان Falling Up یعنی استفاده از نیروی شکست برای پرتاب به جلو. اگر قرار است در دنیای پر از تغییر و رقابت امروز دوام بیاوریم، باید یاد بگیریم چطور قوی تر از قبل برخیزیم!
“از جا برخاستن” یعنی چه؟
در روانشناسی اصطلاحی وجود دارد به نام رشد پس از سختی (Post-Traumatic Growth). یعنی بعضی از ما بعد از شکست یا بحران، نه فقط “به حالت قبل برنمیگردیم”، بلکه به نسخهی قویتری از خودمان تبدیل میشویم.
این همان مسیر سوم است؛ بعد از شکست، معمولاً دو راه داریم:
- تسلیم شویم و در تلخی بمانیم.
- تظاهر کنیم که هیچچیز نشده.
- اما مسیر سوم؛ از جا برخاستن، یعنی: “این افتادن، فقط ظاهرش سقوط بود؛ در واقع پرتابی بود به سطح بالاتر.”
چرا ذهن ما معمولاً این مسیر را نمیبیند؟
چون ذهن، استاد مقایسه با “چه میشد اگر…” است.
فرض کن پروژهای شکست خورده یا همکاری به نتیجه نرسیده. ذهن سریع میگوید:
“ای کاش اصلاً شروع نکرده بودم!”
اما کسانی که از جا برمیخیزند، زاویهی دید متفاوتی دارند: “میتوانست بدتر از این شود. حالا یاد گرفتم چه اشتباهی را نباید تکرار کنم.“
همین تغییر در نگاه، مرز بین درجا زدن و رشد است.
چرا “از جا برخاستن” در کار مهم است؟
دنیا هر روز در حال تغییر است.شرکتها، تیمها و حتی برندهای شخصی مدام شکست میخورند. اما برندهها، همانهاییاند که شکست را پایان مسیر نمیبینند – بلکه شروعی تازه میدانند.
مایکل جردن از تیم دبیرستانش خط خورد. والت دیزنی اخراج شد چون “خلاق نبود” گروه بیتلز رد شد چون “سبکشان به درد بازار نمیخورد”
و حتی مدیرعامل کوکاکولا در یک جلسه رسمی، فهرستی از شکستهای سال گذشته شرکت را جلوی سهامداران خواند تا نشان دهد از هر اشتباه، یک نوآوری ساختهاند.
نتیجه؟ سازمانهایی که فرهنگ “از جا برخاستن” دارند، سریعتر یاد میگیرند، نوآورترند و ترس از اشتباه در آنها کمتر است.
چطور خودمان هم میتوانیم از جا برخیزیم؟
۱. شکست را بازتعریف کنیم
بهجای “چرا این اتفاق افتاد؟” بپرسیم:
“حالا با این اتفاق چه چیزی میتوانم بسازم؟”
این پرسش ساده، مغز را از حالت سرزنش به حالت خلاقیت میبرد.
۲. سبک توضیحدادنمان را تغییر دهیم
روانشناس مارتین سلیگمن در همکاری با شرکت بیمه متلایف (MetLife) کشف کرد: فروشندگانی که شکستها را موقتی و قابلجبران میدیدند، ۳۷٪ بیشتر فروش داشتند.
یعنی موفقیت فقط به مهارت نیست : به این بستگی دارد که چطور برای خودمان داستان اتفاقها را تعریف میکنیم.
۳. درباره شکستها حرف بزنیم
در تیمهایی که افراد اشتباهاتشان را پنهان نمیکنند، یادگیری واقعی اتفاق میافتد. وقتی با شجاعت از زمین خوردنهایمان میگوییم، دیگران هم از تجربههایشان میگویند و این چرخه، ما را جمعی قویتر میکند.
در عمل، از جا برخاستن یعنی چه؟
یعنی وقتی پروژهای شکست میخورد، بهجای پنهان کردنش، تحلیلش کنیم.
یعنی وقتی بازخورد تندی میگیریم، دفاع نکنیم، گوش دهیم، استخراج کنیم، اصلاح کنیم.
یعنی وقتی درِ یک فرصت بسته میشود، بپذیریم شاید قرار است از مسیر دیگری رشد کنیم.
به زبان ساده: هر زمین خوردن، دعوتی است برای صعود.
جمعبندی: زمین خوردن اجتنابناپذیر است، اما برخاستن یک انتخاب است
ما قرار نیست هیچوقت نیفتیم.اما میتوانیم انتخاب کنیم که چطور از افتادن، نردبانی بسازیم.
این همان لحظهای است که شکست، تبدیل به سکوی پرتاب میشود – جایی که واقعاً از جا برمیخیزیم.
اگر این نگاه با شما همصداست، دعوتتان میکنیم به وبلاگ شادمانی سر بزنید. در آنجا مقالات بیشتری درباره رشد، انگیزه و شادمانی در کار پیدا میکنید- شاید مطلب بعدی همان جرقهای باشد که مسیر شما را عوض کند.