آلبرت محرابیان روانشناس و پژوهشگر برجسته ایرانی_آمریکایی در حوزهٔ ارتباطات غیرکلامی و استاد بازنشسته دانشگاه کالیفرنیا است. او در دههٔ ۱۹۶۰ با انجام مطالعات تجربی به بررسی تأثیر کلمات، لحن صدا و حالت چهره بر انتقال احساسات و نگرشها پرداخت و فرمول مشهور خود را ارائه کرد.
⚠️ نکته مهم: در بسیاری منابع فارسی، facial Linking به اشتباه به «زبان بدن» ترجمه شده است، در حالی که منظور محرابیان صرفاً حالت چهره است و شامل تمام حرکات بدن و ژستها نمیشود.
مطالعات محرابیان
محرابیان دو مطالعهٔ اصلی در سال ۱۹۶۷ انجام داد:
- مطالعهٔ اول با مورتون وینر: این مطالعه بررسی میکرد که وقتی پیام کلامی با لحن صدا ناسازگار باشد، افراد چگونه احساسات گوینده را ارزیابی میکنند.
- دو زن، ۹ کلمهٔ تکواژهای (مثبت، خنثی، منفی) را با سه لحن متفاوت بیان کردند.
- سه گروه شرکتکننده به ترتیب روی کلمات، لحن صدا یا هر دو تمرکز کردند. نتیجه نشان داد که قضاوت افراد عمدتاً بر اساس لحن صدا صورت میگیرد، نه کلمات.
- مطالعهٔ دوم با سوزان فریس: این مطالعه بررسی میکرد که وقتی لحن صدا و حالت چهره ناسازگار باشند، چه عاملی تأثیر بیشتری دارد. برای حذف تأثیر محتوا، از کلمهٔ خنثی «maybe» استفاده شد.
- سه لحن صدا با سه حالت چهره ترکیب شد.
- نتیجه: حالت چهره تقریباً ۱.۵ برابر مهمتر از لحن صدا بود.
فرمول مشهور محرابیان
با ترکیب نتایج این دو مطالعه، محرابیان و فریس فرمول معروف خود را ارائه کردند:
ارتباط کلی= ارتباط با کلام (7%)+ ارتباط با صدا (38%) + ارتباط چهره ای (55%)
این فرمول نشان میدهد که در پیامهای ناسازگار، سیگنالهای غیرکلامی غالب هستند و میتوانند معنا و احساس واقعی پیام را تعیین کنند.
انتقادات به ایده محرابیان
با وجود شهرت فرمول، پژوهشگران متعددی به آن انتقاد کردهاند:
- تعمیم بیش از حد: برخی فرمول را برای تمام انواع ارتباطات بهکار بردهاند، در حالی که محرابیان تأکید کرده بود این فرمول فقط برای انتقال احساسات و نگرشها معتبر است.
- زمینهٔ مصنوعی آزمایشها: آزمایشها بر اساس ضبط تککلمهای و عکسها در آزمایشگاه انجام شده و ممکن است در تعاملات واقعی کاربرد نداشته باشد.
- سوگیری جمعیتی و فرهنگی: شرکتکنندگان اولیه دانشجویان زن روانشناسی در UCLA بودند و نتایج ممکن است برای سایر گروهها یا فرهنگها معتبر نباشد.
- روششناسی محدود و کوچک بودن نمونهها: اکثر آزمایشها فقط چند فرد را بررسی کردهاند و ویژگیهای فردی و زمینهای شرکتکننده یا پیام مورد توجه قرار نگرفته است.
- بررسی جداگانه کانالها: محرابیان هر کانال (کلمات، لحن، حالت چهره) را جداگانه بررسی کرد و هرگز همزمان هر سه کانال را آزمایش نکرد. فرمول صرفاً بیان میکند که هر کانال در پیامهای ناسازگار چقدر اهمیت دارد، نه اینکه ترکیب واقعی هر سه کانال را آزمایش کرده باشد.
- پیامهای ناسازگار در زندگی واقعی: پیامهای واقعی پیچیدهتر هستند و فرمول ۷–۳۸–۵۵ قادر به توضیح کامل آنها نیست.
جمعبندی
مطالعات محرابیان بهعنوان اولین تلاشها در حوزهٔ ارتباطات غیرکلامی بسیار تأثیرگذار بوده و توجه به اهمیت کلمات، لحن صدا و حالت چهره را در ارتباطات انسانی برجسته کرده است. با این حال، فرمول مشهور ۷–۳۸–۵۵ نباید بهصورت مطلق تعمیم داده شود. این فرمول صرفاً نشان میدهد که در پیامهای ناسازگار، رفتار غیرکلامی نقش مهمی دارد، اما کلمات همچنان اهمیت دارند و زمینه، فرهنگ و ویژگیهای فردی پیامها را تحت تأثیر قرار میدهند.
در نهایت، محرابیان یادآور میشود که سیگنالهای غیرکلامی ابزار قدرتمندی برای خواندن احساسات و نگرشها هستند، به ویژه زمانی که کلمات و نحوهٔ بیان با هم در تضاد باشند.
برای مطالعه سایر مقالات به وبلاگ ما مراجعه کنید.